Articles on this Page
- 03/05/10--21:43:_رهبر و فلسطین 56
- 04/14/10--07:16:_رهبر و فلسطین 57
- 06/11/10--05:22:_رهبر و فلسطین 58
- 06/11/10--06:19:_رهبر و فلسطین 59
- 10/25/10--23:06:_ره بر و فلسطين 60
- 10/29/10--14:32:_رهبر و فلسطين...
- 10/29/10--14:33:_رهبر و فلسطين...
- 10/29/10--14:34:_رهبر و فلسطين...
- 11/22/10--22:49:_رهبر و فلسطين...
- 02/10/11--22:02:_ره بر و فلسطین...
More Channels
- Feb 23: Home
- Feb 23: Campamento Half-Blood
- Feb 21: آسمان دل
- Jan 14: Twitter / helenelectric
- Feb 22: Twitter / KeelyWatson
- Nov 24: Comments for .asaria
- Feb 22: The Real 1990s
- Nov 27: You know you love me
- Feb 20: backpage.com | electronics |...
- Nov 25: Twitter / hitchbear
- Feb 23: Twitter / msfsinfo
- Nov 21: Twitter / nexo_richi
- Feb 22: Lamarca Landry, P.C.
- Nov 24: ARVINSTAN
- Nov 22: 书为心画
- Feb 21: segoro's Site
- Feb 21: Top Headlines
- Nov 28: The Mighty Sparrow - Latest...
- Nov 23: MiMi
- Jan 1:
- Feb 22: Twitter / Favorites from DailyWine
- Feb 22: Twitter / hiro_asari
- Dec 22: Twitter / caffeinated_mom
- Dec 30: Twitter / 48hours
- Nov 19: Twitter / fgtmedia
- Nov 18: Twitter / CrystalwoodLodg
- Nov 18: Twitter / SavewithSSJID
- Jan 27: 3D WallPaper Art | Download...
- Nov 24: Le blog d'Artaban (Recettes)
- Nov 24: Arvin's Site
- Feb 23: Фаиль .F.M....
- Oct 21: FunOrb Recent News
- Sep 28: ✿LoLLiPOP☀LiFe❤
- Feb 22: Home
- Feb 21: Stamp Time Somewhere
- Nov 19: I can't believe it.
- Nov 27: Comments on Overnight Oatmeal:...
- Feb 17: Milk & Honey
- Jan 25: Comments for This Week in Blackness
- Nov 26: x Hella ____________ X
- Nov 28: tokio hotel je vous adores
- Nov 26: Transportation Experts: What Are...
- Jan 26: Twilight-7x - Články
- Jan 8: Twitter / Favorites from...
- Nov 18: Twitter / Favorites from jenstar
- Feb 17: Twitter / ThePlaylist
- Jan 22: Twitter / wagelaw
- Nov 30: Twitter / BlastCasta
- Dec 30: Twitter / DougReale
- Jan 28: Twitter / SafePlace
|
|
Are you the publisher? Claim this channel |
|
Channel Description:
Latest Articles in this Channel:
- 03/05/10--21:43: رهبر و فلسطین 56 (chan 3141807)
- 04/14/10--07:16: رهبر و فلسطین 57 (chan 3141807)
- 06/11/10--05:22: رهبر و فلسطین 58 (chan 3141807)
- 06/11/10--06:19: رهبر و فلسطین 59 (chan 3141807)
- 10/25/10--23:06: ره بر و فلسطين 60 (chan 3141807)
- 10/29/10--14:32: رهبر و فلسطين ؛ 61 (chan 3141807)
- 10/29/10--14:33: رهبر و فلسطين ؛ 62 (chan 3141807)
- 10/29/10--14:34: رهبر و فلسطين ؛ 63 (chan 3141807)
- 11/22/10--22:49: رهبر و فلسطين ؛ 64 (chan 3141807)
- 02/10/11--22:02: ره بر و فلسطین 65 ؛مصر بین دو راهی (chan 3141807)
بیانات در ديدار به مناسبت ولادت حضرت رسول اعظم (ص)
امروز امت اسلامى بشدت نيازمند بازتوليد حقائق اسلامى است، بازتوليد آن حوادث شگرف و عظيم است. امروز ما امت اسلامى نهايت احتياج را به چراغ هدايت وجود پيامبر مكرم داريم. امت اسلامى از لحاظ حجم جمعيت، يك مجموعهى برجسته است - يك و نيم ميليارد انسان تشكيل دهندهى امت اسلامى است - مناطق استقرار اين جمعيت عظيم، از لحاظ وضع جغرافيائى، از لحاظ خصوصيات طبيعى، از لحاظ منابع حياتى، جزو حساسترين و مهمترين مناطق عالم است؛ در عين حال با اينكه هم از استعداد انسانى، هم از استعداد طبيعى هيچ چيز كم ندارد، اين امت امروز يك مجموعهى سرگردان است. دليل سرگردانى آن همين است كه شما مشاهده ميكنيد. گرفتارىهاى بزرگ عالم، عمدتاً در همين كشورهاى مسلمان است. فقر در ميان امت اسلامى است، بىعدالتى و تبعيض در ميان ماست، عقبماندگى علمى و فناورى در ميان ماست، هزيمت فرهنگى و ضعف فرهنگى مال امت مسلمان است. قدرتمندان عالم، حق امت مسلمان را بهآسانى و بروشنى ضايع مىكنند و امت اسلامى نميتواند از حق خودش دفاع كند.
امروز شما نگاه كنيد به وضعيت فلسطين؛ فلسطين يك نمونه است. البته نمونهى بسيار مهمى است، اما فقط مخصوص فلسطين نيست. نگاه كنيد به فلسطين، ببينيد امت اسلامى يك جراحت بزرگى را در وجود خود دارد و آن، مسئلهى ملت بزرگ فلسطين و سرزمين تاريخى و مقدس فلسطين است. چه بر سر اين سرزمين آوردند؟ چه بر سر اين ملت آوردند؟ چه ميكنند با اين مردم؟ ماجراى غزه مگر قابل فراموش شدن است؟ مگر از ذهن امت اسلامى قابل زدوده شدن است؟ فشارها، بىرحمىها، قساوتها و ظلمهائى كه همين امروز نسبت به مردم غزه ميشود، حتّى بعد از آن جنگ بيست و دو روزه كه دولت صهيونيست ناكام شد و نتوانست مقاصد خودش را عمل كند، تا امروز همچنان اين ظلم بر مردم غزه ميرود و امت اسلامى نميتواند از آنها دفاع كند. امت اسلامى در مقابل اين پديده آنچنان قرار گرفته است كه گوئى اين مربوط به او نيست، غصب حق او نيست، ظلم به او نيست. ما چرا اينجورىايم؟ چرا امت اسلامى به اين وضعيت دچار شده است؟ يك سرطان خطرناك مهلكى به نام دولت جعلى صهيونيستى اسرائيل در اين منطقه به دست دشمنان اسلام و دشمنان امت اسلامى به وجود آمده است. حاميانش كه در ظلم و گناهان بزرگ او شريك هستند، همچنان از او حمايت ميكنند و امت اسلامى نميتواند از خودش دفاع كند؛ اين ضعف ماست. چرا؟ اين ضعف را بايد با برگشت به اسلام، با محور قرار دادن تعاليم رسول مكرم اسلام جبران كنيم.
امروز بيش از همه چيز، در امت اسلامى اتحاد لازم است. وحدت پيدا كنيم، حرفمان را يكى كنيم، دلمان را يكى كنيم؛ اين وظيفهى يكايك كسانى است كه در اين امت بزرگ مسلمان قدرت تأثيرگذارى دارند. چه دولتها، چه روشنفكران، چه علما، چه فعالان گوناگون سياسى و اجتماعى، هر كدامى در هر كشورى از كشورهاى اسلامى هستند، وظيفه دارند امت اسلامى را بيدار كنند و اين حقائق را به آنها بگويند؛ اين وضعيت تلخ را كه دشمنان اسلام به وجود آوردند، براى آنها روشن و تبيين كنند؛ آنها را دعوت كنند به اينكه درصدد انجام وظيفه بربيايند؛ اين وظيفهى همهى ماست.
برادران عزيز! خواهران عزيز! از هر جا كه هستيد، با هر مذهبى كه هستيد، بدانيد دشمنان اسلام و مسلمين امروز بيشترين تكيهشان بر روى ايجاد اختلاف و تفرقه است. ميخواهند نگذارند دلها به هم نزديك شود؛ چون ميدانند اگر دستها در هم فشرده شد، دلها به هم نزديك شد، امت اسلامى به فكر علاج مشكلات بزرگ خود بر خواهد آمد. منشأ بسيارى از اين مشكلات - كه يكى از آنها همين قضيهى فلسطين است، يكى از آنها همين قضيهى دولت جعلى صهيونيست است - قدرتمندان عالمند. دشمن ميداند كه متمركز خواهيم شد و همهى امت اسلامى و همهى نيروها را در اين راه به كار خواهيم برد تا با اين تجاوز آشكارى كه دارد صورت ميگيرد، مقابله كنيم؛ لذا نميگذارد دلها به هم نزديك شود.
امروز فرياد تفرقه از سوى دشمنان اسلام بلند ميشود. مسئلهى شيعه و سنى را امروز آمريكائىها و انگليسىها مطرح ميكنند؛ اين براى ما ننگ است. تحليلگران آمريكائى و انگليسى و غربى، جزو مسائلى كه مطرح ميكنند، روى آن مطالعه ميكنند، روى آن تأكيد ميكنند، اين است كه بيائيم اسلام سنى را از اسلام شيعى جدا كنيم و بين اينها درگيرى به وجود بياوريم. دشمن ميخواهد اين كار را بكند؛ هميشه همين جور بوده است. هميشه دشمنان دنياى اسلام سعى كردهاند از اختلافات مذهبى و قومى و جغرافيائى و منطقهاى حداكثر استفاده را بكنند. امروز ابزارهاى مدرن را در استخدام اين كار به كار گرفتهاند؛ اين را بايد ما متوجه باشيم، بيدار باشيم. ميخواهند ما را به همديگر مشغول كنند تا از آن نقطهى اصلى كه ما بايد متوجه به آن باشيم، منصرف كنند. ميخواهند اقوام مسلمان، ملتهاى مسلمان، مذاهب مسلمان، از شيعه و سنى و غير اينها را متوجه به هم كنند تا مسئلهى اسرائيل فراموش شود. ماجراى غصب فلسطين بايد ما را به هم نزديك ميكرد. اينها دارند از همين مسئله براى دور كردن ما استفاده ميكنند. در همين ماجراى فلسطين، بين دنياى اسلام ايجاد اختلاف ميكنند؛ دولتها را در مقابل هم قرار ميدهند. مسئلهى فلسطين، مسئلهى روشنى است. هيچ مذهبى از مذاهب اسلامى ترديد ندارد كه آن وقتى كه سرزمين اسلام، سرزمين مسلمين، مورد تعرض قرار گرفت، مورد تجاوز قرار گرفت، دفاع بر همهى مسلمانان واجب است. همهى مذاهب اسلامى در اين متفقند؛ اين محل اختلاف نيست. اين مسئلهى متفقٌعليه را محل ترديد قرار ميدهند، مسلمانها را شقه شقه و دسته دسته ميكنند، تعصبهاى مذهبى و طائفى را در دلها زياد ميكنند، آتش آن را برافروخته ميكنند، براى اينكه خودشان براحتى مشغول باشند.

ما بايد بيدار باشيم؛ حرف جمهورى اسلامى اين است. جمهورى اسلامى از اول تشكيل، جزو سطور اولِ اصلىِ اهداف خودش، يكى اين را قرار داد: اتحاد مسلمانان و نزديك كردن دلهاى آنها به يكديگر، و يكى هم مسئلهى فلسطين را.
در بيانات امام راحل (رضوان اللَّه تعالى عليه) اين دو نقطه، دو نقطهى بسيار روشن و واضحى است: يكى مسئلهى اتحاد مسلمين در همهى موضوعات و كم كردن اختلافات و كمرنگ كردن اختلافات، و مانع شدن از اينكه اختلافات فكرى و فقهى و كلامى و امثال اينها دو طرف را به عداوت بكشد و با هم دشمنى كنند، يكى هم مسئلهى فلسطين.
جمهورى اسلامى پاى اين حرف ايستاده است. ما هزينههايش را هم داريم ميدهيم. ملت ما به عنوان يك واجب، به عنوان يك وظيفهى شرعى به اين قضيه نگاه ميكنند و ميدانند كه اگر اين سرطان مهلك و خطرناك از پيكر جامعهى اسلامى بيرون آورده شود، بسيارى از مشكلات جوامع اسلامى حل خواهد شد و بسيارى از همكارىها به وجود مىآيد.
امروز كشورهاى اسلامى يك مجموعهى بزرگ را تشكيل ميدهند؛ ميتوانند در ميان خودشان تبادل علم كنند، تبادل ثروت كنند، تبادل تجربه كنند، تبادل معرفت كنند، يكديگر را به پيشرفت كمك كنند و خودشان را به قله برسانند. اين غدهى سرطانى را اين وسط گذاشتهاند و موجب شدهاند كه كشورهاى اسلامى از هم دور شوند. البته ملتها با هم دشمنى ندارند؛ متأسفانه مسئولان در مواردى مقصرند.
اين را بايد به عنوان يك درسى، يك يادآورى و تذكر مهمى در ولادت نبى مكرم اسلام (صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم) در ذهن خودمان نگه داريم، از آن درس بگيريم، از آن عبرت بگيريم، و نزديك بشويم؛ همچنان كه نزديك هم شدهايم. امروز خوشبختانه فرياد رساى دفاع از اتحاد امت اسلامى و بيدارى اسلامى در دنياى اسلام، در كشورهاى مختلف، در ميان ملتهاى مختلف، انعكاسهاى بسيار مطلوب و مثبتى داشته است. خداى متعال به حرف حق بركت ميدهد؛ ميروياند نهالى را كه در سرزمين حق نشانده شده است. اين حرف، امروز در دنيا وقع دارد. امروز در دنيا پذيرش وجود دارد نسبت به اين سخن حقى كه جمهورى اسلامى با صداى رسا و با همهى وجود آن را بيان ميكند. دولت، ملت، مسئولين، همه و همه در اين مسائل اصولى، حرفشان يكى است، فريادشان يكى است. سخن جمهورى اسلامى در اين زمينهها سخن واضحى است و بحمداللَّه انعكاس هم دارد.
بیانات در دیدار مسئولان و شخصیتهای علمی سیاسی 17/1/1389
بشر بايد به دين برگردد، و برميگردد و شروع كرده به برگشتن؛ چه بخواهند، چه نخواهند، اين خواهد شد. و در اين حركت عظيم، اسلام آن نقطهى درخشان است؛ آن نگين اصلى در گردونه و منظومهى توجهات معنوى به اديان است. اسلام ميدرخشد. ميخواهند جلوى اسلام را بگيرند، نميتوانند.
دشمنى با جمهورى اسلامى هم يك قسمت عمدهاش مربوط به اين است؛ چون ميدانند اين حركتِ دينى است، اين ايمانِ دينى است كه مردم را به راه انداخته، در صحنهها نگه داشته؛ آنها را در مشكلات، در دستاندازهاى خطرناك، در پيچهاى خطرناك هدايت كرده؛ اين را مىبينند و ميفهمند. البته خيلى از اين سياستمدارها، سياستگذارهاى واقعى نيستند؛ مجريان سياستهايند، ظواهر را مىبينند؛ اما آن كسانى كه طراحان سياستهاى بينالمللى هستند، كه واقعاً با هدايت آنها دارد اين دنياى مادى حركت ميكند، آنها ناگزير ميفهمند قضيه اين است؛ چارهاى هم ندارند.

البته سعى ميكنند دنياى اسلام را مشغول كنند. امروز همين قضاياى فلسطين در سايهى مشغول شدن دنياى اسلام به مسائل فرعى دارد اتفاق مىافتد. واقعاً امروز در فلسطين فاجعهآفرينى است، در غزه فاجعهآفرينى است، در كرانهى باخترى هم فاجعهآفرينى است. قضاياى حرم ابراهيمى را نبايد دستكم گرفت؛ اينها خيلى مهم است. به خاطر اقامهى نماز، مسلمانها را از پايگاهشان و خانهشان بيرون كنند و راه ندهند! اسلامزدائى از آثار اسلامى، يكى از آن كارهاى بسيار خطرناكى است كه دارد جلوى چشم مسلمانهاى عالم اتفاق مىافتد. از بس همه مشغولند، سرگرم چيزهاى فرعى و جزئى هستند، نميفهمند در دنياى اسلام چه دارد ميگذرد. توطئه عليه دنياى اسلام اين است.
امروز سازمان كنفرانس اسلامى كه وظيفه و اساس فلسفهى وجودىاش اصلاً دفاع از فلسطين و مسئلهى فلسطين بوده، واقعاً وظيفه دارد كه ايستادگى كند؛ دنياى اسلام را در مقابل اين حركت موذيانهى صهيونيستها و حاميانشان - كه اغلب دولتهاى مستكبر غربى، علىرغم اختلافاتى كه دارند، در اين پشتيبانى سهيم و شريكند - بسيج كند.
دنياى اسلام بايستد، و ميتواند. ظرفيتهاى دنياى اسلام براى ايستادگى در مقابل خباثتها و طمعورزىهاى صهيونيستها خيلى بالاست. همهى توجه فوراً متوجه نفت ميشود؛ مسئلهى نفت نيست. اينجا مركز دنياست، بزرگترين بازارهاى مصنوعات غربى توى اين منطقه است، آبرويشان به اينجا وابسته است، مهمترين گذرگاههاى جهانى در اختيار اين مجموعهى كشورهاى مسلمان است؛ اين چيزها رگهاى حيات دنياست، دست مسلمانهاست؛ مسلمانها از اينها استفاده كنند، ميتوانند.
از همهى اينها هم كه بگذريم، منطق سياسى و حرف سياسى در دنياى امروز كارگر است. ميتوانند بخواهند، بدون اينكه حتّى از اين ابزارها بخواهند استفاده كنند. نفس خواستن دولتها و ملتها، وزنهى عظيمى در حوادث جهانى است. متأسفانه از اين استفاده نميشود، غفلت مي شود.
حملهی جنایتكارانه و قساوتآمیز رژیم صهیونیست به كاروان دریائی امدادی و بشردوستانه، حلقهی دیگری از زنجیرهی جنایتهای بزرگی است كه آن حكومت شریر و خبیث، هفتمین دههی حیات ننگین خود را با آن انباشته است. این نمونهئی است از رفتار گستاخانه و بیرحمانهئی كه مسلمانان در این منطقه و بخصوص در سرزمین مظلوم فلسطین دهها سال است كه با آن دست و پنجه نرم میكنند. این بار این كاروان، اسلامی یا عربی نبود، بلكه افكار عمومی و وجدانهای بشری از سراسر جهان را نمایندگی می كرد. این حملهی جنایت بار باید برای همه مدلّل كرده باشد كه صهیونیزم، چهرهی جدید و خشنتری از فاشیزم است كه این بار از سوی دولتهای مدّعی آزادی و حقوق بشر و بیش از همه دولت ایالات متحده آمریكا، حمایت و كمك می شود.
آمریكا و انگلیس، فرانسه و دیگر دولتهای اروپائی كه از این جانیان بالفطره، حمایت سیاسی و رسانهئی و نظامی و اقتصادی كرده و همواره پشت سر فاجعهآفرینیهای آنان ایستادهاند، جداً باید پاسخگو باشند. وجدانهای بیدار در سراسر جهان باید جداً بیاندیشند كه بشریت امروز با چه پدیدهی خطرناكی در منطقهی حساس خاورمیانه روبرو است؟ چه رژیم سفاك و گستاخ و دیوانهئی امروز بر كشور غصب شدهی فلسطین و مردم مظلوم و داغدیدهی آن تحكّم میكند؛ سه سال محاصرهی غذائی و داروئی و حیاتی یك و نیم میلیون زن و مرد و كودك در غزه، به چه معنی است؛ كشتار و حبس و شكنجهی روزانهی جوانان در غزه و ساحل غربی چگونه قابل فهم است.

فلسطین، دیگر نه مسألهئی عربی و حتی نه فقط مسألهئی اسلامی، بلكه مهمترین مسألهی حقوق بشری جهان معاصر است.
كار نمادین و درخشان اعزام كاروان دریائی به غزه، باید در دهها شكل و شیوهی دیگر بارها و بارها تكرار شود. حكومت سفاك صهیونیست و حامیان آن بویژه آمریكا و انگلیس باید قدرتِ شكستناپذیر عزم و بیداریِ وجدان عمومی جهان را در برابر خود ببینند و حسّ كنند.
دولتهای عربی در معرض آزمونی دشوار قرار گرفتهاند. ملتهای بیدار عرب از آنان اقدامی قاطع و جازم مطالبه می كنند. كنفرانس اسلامی و اتحادیهی عرب نباید به كمتر از برداشتن كامل محاصرهی غزه و توقف كامل دستاندازی به خانهها و سرزمینهای فلسطینی در كرانهی غربی و محاكمهی جنایتكارانی چون نتانیاهو و ایهود باراك، قانع شوند.
ملت مجاهد فلسطین و مردم و دولت مردمی غزه نیز بدانند كه دشمن خبیث آنان اكنون از همیشه ضعیف تر و آسیبپذیرتر است. جنایت دریائی روز دوشنبه نه نشانهی قدرت، كه نشان درماندگی و سراسیمگی رژیم غاصب است. سنت الهی بر این جاری شده كه ستمگران در اواخر دوران ننگآلود خود، به دست خویش، سرنوشت محتوم فنا و زوال خود را نزدیكتر كنند. حمله به لبنان و سپس حمله به غزه در سالهای پیش، از جملهی همین اقدامهای دیوانهوار بود كه تروریست های اریكهنشین صهیونیست را به درهی سقوط نهائی نزدیك تر كرد.حمله به كاروان امدادی بینالمللی در آبهای مدیترانه نیز اقدام ابلهانهی دیگری از همان قبیل است.
برادران و خواهران فلسطینی! به خداوند حكیم و قدیر اعتماد كنید، قدرت خود را باور كنید و بر آن بیفزائید. و به پیروزی نهائی یقین داشته باشید. و بدانید كه: وَلَيَنصُرَنَّ اللَّـهُ مَنْ يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّـهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ1.
سید علی خامنهای
11/خرداد/1389
1. سوره حج، آیه 40
دریافت نسخه PDF - پیام رهبر انقلاب در پی جنایت رژیم صهیونیستی [ حجم فایل : 89 کیلوبایت ]
فایل صوتی پیام رهبر انقلاب درپی جنایت رژیم صهیونیستی با مدت 00:04:51 را می توانید با توجه به پهنای باند اینترنت خود از یکی از سه لینک مستقیم زیر دریافت کنید :
کيفيت پایین 16K و حجم 1.11 مگابايت
کيفيت متوسط 24K و حجم 1.11 مگابايت
کيفيت بالا 64K و حجم 2.21 مگابايت
خطبههاى نماز جمعهى تهران در حرم امام خمينى (ره)14 خرداد 89
در بيست و يكمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره)
مبانى امام، مبانى روشنى بود. اين مبانى - اگر كسى نخواهد مجامله كند، تعارف كند - در كلمات امام، در بيانات امام، در نامههاى امام، و بخصوص در وصيتنامهى امام - كه كوتاه شدهى همهى آن مواضع است - منعكس است. اين مبانى فكرى همان چيزى است كه آن موج عظيم و سهمگين را عليه غارتگرىهاى غرب و يكهتازىهاى آمريكا در دنيا به وجود آورد. شما خيال ميكنيد اينكه رئيس جمهورهاى گوناگون آمريكا به هر كشورى از اين كشورهاى آسيا و خاورميانه سفر كردند، حتّى در بعضى از كشورهاى اروپائى مردم جمع شدند و عليه آنها شعار دادند، هميشه اينجور بود؟ نه، اين حركت امام بود، افشاگرى امام بود، موضعگيرى امام بود كه استكبار را رسوا كرد، صهيونيسم را رسوا كرد، و روح مقاومت را در ملتها و بخصوص در جوامع اسلامى زنده كرد.

يك نقطهى ديگر از نقاط روشن خط امام، جهانى بودن نهضت است. امام نهضت را جهانى مي دانست و اين انقلاب را متعلق به همهى ملتهاى مسلمان، بلكه غير مسلمان معرفى مي كرد. امام از اين ابائى نداشت. اين غير از دخالت در امور كشورهاست، كه ما نمي كنيم؛ اين غير از صادر كردن انقلاب به سبك استعمارگران ديروز است، كه ما اين كار را نمي كنيم، اهلش نيستيم؛ اين معنايش اين است كه بوى خوش اين پديدهى رحمانى بايد در دنيا پراكنده شود، ملتها بفهمند كه وظيفهشان چيست، ملتهاى مسلمان بدانند كه هويت شان چگونه است و كجاست. يك نمونهى اين نگاه جهانى، موضعگيرى امام در باب فلسطين است. امام صريحاً فرمود: اسرائيل يك غدهى سرطانى است. خوب، غدهى سرطانى را چه كار ميكنند؟ غير از قطع غده، چه علاجى ميتوان براى آن كرد؟ امام ملاحظهى كسى را نكرد. منطق امام اين بود.

اين حرف شعارى نيست؛ اين منطقى است. فلسطين يك كشور تاريخى است. در طول تاريخ، كشورى وجود داشته است به نام فلسطين. يك عدهاى با پشتيبانى قدرت هاى ستمگر عالم آمدهاند با عنيفترين و شديدترين وجهى اين ملت را از اين كشور بيرون كردهاند؛ كشتند، تبعيد كردند، شكنجه كردند، اهانت كردند، اين ملت را بيرون كردند - كه امروز چند ميليون آوارهى فلسطينى در كشورهاى همجوار فلسطين اشغالى و در كشورهاى ديگر زندگى ميكنند؛ اغلب هم توى اردوگاهها - در واقع آمدند كشور را از صحنهى جغرافيا حذف كردند، ملت را بكلى از هستى ساقط كردند، يك واحد جغرافيائى جعلى و جديدى به جاى آن تحميل كردند و اسمش را گذاشتند اسرائيل. ببينيد منطق چه اقتضاء ميكند؟ حرفى كه ما در مورد مسئلهى فلسطين داريم، يك حرف شعارى نيست؛ يك حرف صددرصد منطقى است.
يك عده قدرتمند كه در رأس آنها اول انگليس بود، بعد هم آمريكا ملحق شد، دنبالهروِ آنها هم كشورهاى غربى، آمدهاند ميگويند كشور فلسطين و ملت فلسطين بايد حذف بشوند تا به جاى آن، كشورى به نام اسرائيل و ملت جعلىاى به نام ملت اسرائيل به وجود بيايد. اين يك حرف؛ يك حرف ديگر هم در مقابلش هست كه حرف امام است؛ ميگويد: نه، اين واحد جعلى و تحميلى بايد حذف شود؛ به جاى آن، ملت اصلى و كشور اصلى و واحد جغرافيائى اصلى سر كار بيايد. از اين دو حرف، كدام منطقى است؟ آن حرفى كه متكى به سرنيزه و سركوب است و مي خواهد يك نظام سياسى را، يك واحد جغرافيائىِ تاريخى را با چند هزار سال سابقه، بكلى از صحنهى جغرافيا حذف كند، اين منطقى است يا آن حرفى كه ميگويد نه، اين واحد اصلى جغرافيائى بايد بماند، آن واحد جعلى و تحميلى بايد از بين برود؟ امام اين را مي گفت. اين منطقىترين حرفى است كه در باب اسرائيل غاصب و در باب مسئلهى فلسطين مي شود گفت. امام اين را گفت؛ صريح هم اين را بيان كرد. حالا اگر كسى اين حرف را به اشاره هم بيان كند، يك عدهاى كه مدعى خط امامند، ميگويند آقا چرا اين حرف گفته شد؟! خوب، اين حرف امام است؛ اين منطق امام است؛ اين منطق صحيح است؛ همهى مسلمانان عالم، همهى آزادگان عالم، ملتهاى بىطرف بايد اين حرف را قبول كنند و بپذيرند. اين، درست است. اين، موضع امام است.
امروز جهان اسلام، بلكه سرتاسر جهان، شاهد تحولات بزرگى است كه خبر ميدهد از تغيير معادلات جهانى. توجه ملت ايران به اين تحولات، از اين نقطهنظر حائز اهميت است.
يك مسئله، مسئلهى فلسطين، مسئلهى غزه و - بخصوص در اين آخرى - مسئلهى حملهى به اين كاروانى است كه براى امداد و شكستن حصر غزه حركت مي كرد و مورد حملهى صهيونيست هاى غدار و قسىالقلب قرار گرفت. آنچه كه در قضيهى فلسطين در اين سال اخير يا ماههاى اخير بالخصوص بيشتر مورد توجه است، يكى مسئلهى يهودىسازى فلسطين است. سياست رژيم صهيونيستى اين است كه بتدريج آثار اسلامى را بكلى از منطقهى فلسطين و ساحل غربى رود اردن - كه خود آنها تصديق دارند كه اين منطقه، منطقهى اشغالى است؛ و دنيا اين را قبول دارد و اين همه قطعنامهى سازمان ملل پشت سرش هست - حذف كند و اين منطقه را يهودىسازى كند. شهركسازىهاى غير قانونى و ظالمانه، ويران كردن خانههاى مردم، دست كارى در شهر الخليل و در شهر قدس با هدف يهودىسازى، براى اين است كه ريشهى اسلام را به خيال خودشان از كشور فلسطين قطع كنند. اين يك نقطه است، كه بسيار مهم است و دنياى اسلام بايد در مقابل اين مسئله با همهى وجود بايستد و مانع اين جنايت بزرگ بشود.
يكى هم محاصرهى ظالمانهى غزه است كه اين محاصره سه سال شد؛ يك حركت بسيار سبعانه، قساوتآميز، وحشيانه، و با شگفتى فراوان مورد تأييد و تصديق و حمايت آمريكا و انگليس و قدرتهاى غربى كه داعيهى دفاع از حقوق بشر را هم دائم تكرار مي كنند.

سه سال است كه يك و نيم ميليون جمعيت را محاصره كردهاند؛ نه ميگذارند دارو برود، نه ميگذارند غذا برود، در آب آشاميدنىشان اخلال مي كنند، در نيروى برق شان اخلال مي كنند، در رسيدن سيمان و مصالح ساختمانى براى اينكه ويرانىهاى جنگ را از بين ببرند، اخلال مي كنند - اين كاروانى كه ميرفت، بخش عمدهاى از محمولهى آن سيمان بود، براى اينكه مردم بتوانند خانههاى خراب خودشان را تعمير كنند - علاوهى بر اينها به طور متناوب گلولهباران هم مي كنند، آدمكشى هم مي كنند، كودكان مظلوم و زن و مرد را به قتل هم مي رسانند. اين، حركت رژيم صهيونيستى است.

سازمانهاى مدعى حقوق بشر ايستادهاند تماشا مي كنند. قدرتهاى غربى نه فقط تماشا، بلكه حمايت مي كنند. متأسفانه بسيارى از كشورهائى كه بايد دفاع كنند - يعنى برخى كشورهاى عربى، برخى كشورهاى اسلامى - سكوت محض كردهاند؛ اگر نگوئيم حتّى رفتارهاى خائنانه در پشت سر. خيلى وضع عجيبى است.
اين حركت اخيرى كه صهيونيستها كردند - يعنى مورد تهاجم قرار دادند اين چند كشتىاى را كه وسائل مي برد طرف غزه، براى اينكه بشكند اين محاصره را در درياى آزاد، نه در ساحلهاى خودشان و محيط دريائى متعلق به خودشان - از دو بعد بايد مورد توجه قرار بگيرد:

يكى خوى توحش صهيونيست هاست كه اين را دنيا ديگر فهميد. دنيا بايد بفهمد. صهيونيست ها ادعا مي كنند كه ما براى بازرسى يا براى اينكه بگوئيم به سمت غزه نيائيد، وارد كشتىهاى اينها شديم - كه البته مثل سگ دروغ ميگويند! براى حمله رفتند، نقشهى حمله كشيدند، اهداف شان هم مشخص است - اينها و لو براى اندرزگوئى هم رفته باشند، باز برخلاف همهى مقررات بينالمللى رفتار كردند. يك كشتى دارد در درياى آزاد حركت مي كند؛ شما حداكثر كارى كه مي توانستيد بكنيد، اين بود كه نگذاريد آنها وارد بنادر شما بشوند. چرا وسط دريا رفتيد، به اينها حمله كرديد، كشتار كرديد، عدهى زيادى را كشتيد، عدهى بيشترى را مجروح كرديد، عدهى بيشترى را اسير كرديد؟ چرا؟ خوى توحش. اين همان چيزى است كه جمهورى اسلامى سى سال است آن را فرياد ميزند و غربىهاى دورو و دروغگو و رياكار اين را نديده و نشنيده ميگيرند. امروز همهى دنيا به چشم ديد كه اينها چقدر خوى توحش دارند.
نكتهى دومى كه اين موضوع را بايد در كانون توجه قرار بدهد، اين است كه صهيونيستها در محاسبهى خودشان خطا كردند. آنها اشتباه بزرگى كردند. اين اشتباه در سالهاى اخير دارد مكرراً اتفاق مىافتد. حملهى به لبنان كردند، اشتباه كردند؛ حملهى به غزه كردند، اشتباه كردند؛

حملهى به اين كشتىها كردند، اشتباه كردند. اين اشتباهها يكى پس از ديگرى نشاندهندهى اين است كه رژيم غاصب صهيونيستى به نهايت قطعى خود - يعنى سرنگون شدن و ساقط شدن در درهى نيستى - دارد قدم به قدم نزديك مي شود.
يك حادثهى مهم ديگر كه خوب است ملت ما به اهميت آن توجه داشته باشد و اين حادثه معنا دارد، اتفاقى است كه در گردهمائى طولانى مربوط به ان.پى.تى در نيويورك افتاد. اصلاً اين گردهمائى را تشكيل داده بودند تا قدرتهاى زورگو بتوانند به بركت اين گردهمائى، ملت هائى را كه هنوز به انرژى هستهاى دسترسى پيدا نكردهاند، باز هم محدودتر كنند، موانع سر راه آنها را بيشتر كنند. البته دلشان مي خواست و برنامهريزى كرده بودند كه در اين اجلاس، بالخصوص نسبت به جمهورى اسلامى كينهورزى خودشان را آشكار كنند. درست عكس آنچه كه مي خواستند، اتفاق افتاد. تقريباً يك ماه اين گردهمائى طول كشيد. به جاى اينكه آنها بتوانند مقاصد خودشان را پيش ببرند و كشورهائى مثل جمهورى اسلامى را محدود كنند، نتيجهاى كه از اين كنفرانس طولانى به دست آمد، اين بود كه قدرتها به وسيلهى 189 كشور موظف شدند كه سلاحهاى هستهاى خودشان را نابود كنند؛ از ادامهى توليد اين سلاحها مانع بشوند؛ حق دستيابى به قدرت هستهاى صلحآميز به وسيلهى كشورهاى ديگر شناخته شد و رژيم صهيونيستى - كه دايههاى او در اين كنفرانس بشدت هم به نفع او فعال بودند - محكوم شد به اينكه بايستى به قرارداد ان.پى.تى بپيوندد؛ درست عكس آنچه آنها مي خواستند. اين حادثهى كوچكى نيست؛ اين نشاندهندهى اين است كه قدرت زورگو و متكبر و مستكبر آمريكا و ديگر قدرتهاى زورگو و دنبالهروان اينها در دنيا حرفشان پيشروى ندارد. امروز ديگر آمريكا در موضعى نيست كه بتواند در سياستهاى بينالمللى دخالت مؤثر بكند. جمهورى اسلامى با ايستادگى سى سالهى خود توانسته است وضعيتى را در افكار عمومى جهان به وجود بياورد كه نه فقط ملتها، حتّى دولتها هم - يعنى 189 دولت - در مقابل آمريكا مىايستند و علىرغم او تصميمگيرى مي كنند و رأى مي دهند. اينها جزو بشارتهاى الهى است به ملت بزرگ ايران.
بيانات در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى 18/3/1389

به همين منطقهى خودمان، به خاورميانه نگاه كنيد؛ حوادثى كه امروز در خاورميانه و حول و حوش مسئلهى فلسطين دارد اتفاق مىافتد، ديگر سابقه ندارد؛ شبيه اين، هيچ وقت پيش نيامده است. اين نشانهى اين است كه يك جابهجائى دارد صورت مي گيرد، يك تحول دارد اتفاق مىافتد. در سطح دنيا هم كه نگاه كنيد - جايگاه آمريكا، جايگاه برخى كشورهاى اروپائى، تأثيرات آنها در دنيا، نقشآفرينىهايشان - مىبينيد تغييرات بزرگى در حال انجام است. در دوران اين سى سال، در برهههائى - كه من حالا يك مواردى را در ذهن دارم - شبيه اين را ما ديديم؛ اما امروز به شكل روشنى آدم اين را احساس مي كند.
بيانات در ديدار اعضاى بسيجى هيئت علمى دانشگاهها 2/4/1389
به نظر من امروز نظام سلطه در مواجههى با حركت اسلامى يك چنين حالتى (كسي كه روي بلندي ايستاده هم بايد مواظب خودش باشد و هم مواظب وسايلش)دارد. جاپايش محكم نيست؛ زيرا بسيارى از شگردهاى تبليغاتىِ استواربنيانِ قديمىِ اينها براى مردم دنيا رو شده است. امروز در جامعهى آمريكا، خشم عميق از حضور قدرتمند لابى صهيونيستى بتدريج دارد توسعه پيدا ميكند. اين نارضائى در بين مردم آمريكا - كه مركز تحرك صهيونيستها و قدرتمندان صهيونيستى و سرمايهداران صهيونيست است - بتدريج دارد به وجود مىآيد؛ البته رژيم حاكم در آمريكا بر مردم بسيار سخت مي گيرند - يك نوع خاص سختگيرى - و آنچنان اينها را مشغول زندگى و گرفتار زندگى مي كنند كه فرصت سر خاراندن ندارند؛ در عين حال اين حالت دارد به وجود مىآيد. اين اطلاعات موثق ماست. در كشورهاى اروپائى هم به يك نحو ديگر. كشورهاى اسلامى كه معلوم است. كشورهاى خاورميانه كه معلوم است. ملتها حالت نفرت - و بعضاً بغض - نسبت به رژيم ايالات متحده و مجموعهى سلطه در دنيا دارند. اين را هم نميتوانند جمع كنند؛ هى تلاش مي كنند، اما نمي توانند جمع كنند.

اگر نظام جمهورى اسلامى در دنيا سر نكشيده بود و طلوع نكرده بود، مشكل آنها به اين زودى پيش نمىآمد و ممكن بود اين مشكل پنجاه سال ديگر براى آنها بُروز پيداكند؛ ممكن هم بود اين مشكل به اين زودىها پيش نيايد. اما حضور جمهورى اسلامى و ظهور جمهورى اسلامى كار را بر اينها مشكل كرده؛ لذا بشدت دشمنند. دشمنى هم ميكنند؛ اما دشمنى دستپاچه و سراسيمه. دشمنىها از اين قبيل است. حالا كارهائى كه ميكنند، تدابيرى كه مي كنند، جنجالهائى كه مي كنند، تبليغاتى كه دنبالش مي گذارند، يك قطعنامه در سازمان ملل، چند قلم تحريم، بعد هم بزرگنمائى تحريمها، بيش از آنچه كه واقعيت دارد اين تحريمها را اهميت دادن، بعد تهديد نظامى را هم به صورت احتياطاً نيمبند پشت سرش نگه داشتن، همه به خاطر اين است كه اينها در مواجههى با اين حركت عظيم و متين و بنيانى اسلامى در كليهى جهان اسلام، دچار انفعالند. ملت ايران هم پيشرو اين حركتند. البته زحماتى را ايجاد مي كنند؛ شكى نيست. در همهى برخوردهاى اجتماعى زحمتهائى وجود دارد؛ اما انسان زحمتها را تحمل مي كند براى اينكه به منافع بزرگتر و به نقطهى عالىترى برسد. امروز اين جورى است. بنابراين، اين مقطع از اين نظر كه گفتم مقطع حساسى است و احتياج به كار هست، احتياج به تلاش هست.
بيانات در ديدار مسئولان نظام در روز عيد مبعث 19/4/1389
اينكه ما جاهليت مستقرِ امروز دنيا را جاهليت مدرن مي ناميم، به خاطر همين است. دوران جاهليت پايان نيافته است. جاهليت يعنى مقابلهى با حق، مقابلهى با توحيد، مقابلهى با حقوق انسان، مقابلهى با راهى كه خدا براى انسانها در جهت سعادت گشوده است. اين جاهليت، امروز هم هست؛ با شكل مدرن، با استفادهى از دانش، با استفادهى از فناورىهاى پيشرفته، با استفادهى از سلاح هستهاى، با استفادهى از انواع تسليحات براى پر كردن كيسهى صاحبان صنعتهاى مخرب و منهدم كنندهى زندگى بشر.
داستان تسليحات و هزينههاى نظامى، امروز در دنيا يكى از داستانهاى غمانگيز بشريت است. امروز در دنيا كارخانههاى اسلحهسازى انواع سلاحها را مي سازند، براى اينكه اين سلاحها فروش برود. در دنيا جنگ ايجاد مي كنند، انسانها را به جان هم مىاندازند، دولتها را در مقابل هم قرار مي دهند، ايجاد تهديد مي كنند تا بتوانند فكر خائنانه و طمع خباثتآلود خودشان را تأمين و اشباع و ارضاء كنند.

لذا تا وقتى كه ابرقدرتها سلسلهجنبان مسائل جهانى هستند، جنگ در دنيا تمام نمي شود. جنگ براى آنها داراى منافع مادى است. اين جنگ، جنگ در راه عدالت نيست. دروغ مي گويند آمريكائىها و ديگران كه مي گويند ما جنگ مي كنيم براى اينكه امنيت بدهيم؛ نه، درست عكس اين است. هر جا حضور نظامى و حركت نظامى دارند، موجب ناامنى و موجب بىعدالتى و موجب سخت كردن زندگى براى انسانها هستند. از وقتى كه اين ابزارهاى مدرن در دنيا به وجود آمده است، انسانها دچار فشارند. در طول چهل و پنج سال - يعنى از بعد از جنگ جهانى دوم تا سال 1990 مسيحى - كه به اصطلاح دوران «جنگ سرد» ناميده مي شود، در گزارشهاى رسمىِ بينالمللى آمده است كه فقط سه هفته در دنيا جنگ وجود نداشته است! در تمام اين چهل و پنج سال، در گوشه و كنار دنيا جنگهائى وجود داشته است. اين جنگها را كى به وجود مىآورد؟ همان كسانى كه تسليحات را توليد مي كنند. هزينههاى نظامى قدرتهاى بزرگ، امروز يكى از سرسامآورترين هزينههاست. طبق آمارهاى خودشان، در همين سال گذشتهى مسيحى، دولت آمريكا بيش از ششصد ميليارد دلار صرف هزينههاى نظامى كرده است! اين هزينههاى نظامى را ما امروز در همسايگى خودمان داريم مشاهده مي كنيم. اين هزينهها صرف افغانستان مي شود، براى سركوب ملت مسلمان افغانستان؛ صرف عراق مي شود، براى در قبضه نگهداشتن ملت عراق؛ صرف كمك به رژيم خبيث صهيونيستى مي شود، براى ملتهب نگهداشتن هميشگى خاورميانه. امروز جهت قدرتهاى فاسد اين است. اسلام با اينها مبارزه مي كند، با اينها مخالفت مي كند.
بیانات در دیدار كارگزاران نظام 27/5/1389
يك جبههبندى قديمىاى بين ايران اسلامى و بين يك مجموعهاى وجود دارد.
امروز در اين جبههبندى، دو پديده به چشم مي خورد: يك پديده اين است كه طرف مقابل ما، جبههى مقابل ما نسبت به قبل دچار ضعف است؛ يعنى حركت جبههى مقابل، حركت به سمت نزول بوده است؛ ضعيف شده است. پديدهى دوم اين است كه جبههى ما به سمت قوّت است؛ يعنى حركت ما حركت رو به تقويت بوده. اين دو پديده، دو پديدهى قابل استدلال است؛ يعنى حرفِ شعارى نيست، متكى به واقعيات است.
يك نكتهى كوتاهى را من در مورد جبههى مقابل عرض بكنم. جبههى مقابل يعنى چه؟ تبليغات آن جبهه به خودش اسم «جامعهى جهانى» گذاشته، كه اين يك دروغ بزرگى است؛ به هيچ وجه جامعهى جهانى نيستند؛ يك تعداد معدودى از كشورها هستند. محور اصلى دشمن هم عبارت است از رژيم صهيونيستى و كشور ايالات متحدهى آمريكا؛ بقيه يا از لحاظ سياستها تابعند، يا دچار رودربايستىاند، يا دچار ضعف مفرطند و كارى نمي توانند بكنند. عدد زيادى بر محور اين دو عنصر اصلى مجتمع نيستند؛ نه امروز، نه سالهاى گذشته. ادعاها را رها كنيد؛ واقعيتها اين چيزى است كه عرض مي كنم.

خوب، ملاك چيست در اينكه ما اين دو تا دولت را يا اين دو مجموعه را مخالفين اصلى خودمان در اين جبههبندى مي دانيم؟ اين مخالفت چيست؟ ببينيد، دو جور مخالفت است: مخالفتهاى بنيانى، مخالفتهاى سطحى. مخالفتهاى سطحى مثل مخالفت هاى ارضى، مخالفت بر اثر مسائل تجارى، مخالفت در بعضى از سياست هائى كه بين دو كشور وجود دارد. مخالفت بنيانى، مخالفت با موجوديت است؛ يعنى دو كشورى كه موجوديت يكديگر را قبول ندارند. در مورد رژيم صهيونيستى وضع ما اينجورى است. ما موجوديت رژيم صهيونيستى را قبول نداريم؛ ما معتقديم اين رژيم يك رژيم جعلى است، يك رژيم تحميلى است، يك عارضهى زشت در طبيعت منطقهى خاورميانه است، كه اين عارضه هم بلاشك از بين خواهد رفت؛ يعنى ترديدى در اين نيست كه آن باقى نميماند. به هر حال با هويت او، با موجوديت او مخالفيم. آن رژيم هم با موجوديت نظام اسلامى مخالف است. ايران را در صورتى كه تحت كنترل يك نظام طاغوتى باشد، دوست دارند؛ اما با نظام اسلامى بشدت مخالفند. مخالفت بنيانى يعنى اين.
در مورد آمريكا: نگاه ايالات متحدهى آمريكا به نظام اسلامى، نگاه نفى موجوديت است؛ اين را در طول سالها كاملاً فهميديم. البته خودشان مي گويند نخير، تغيير رفتار. تغيير رفتارى كه آنها مي گويند، اگرچه هميشه هم روى آن پافشارى ندارند، معنايش نفى هويت است. يعنى آن رفتارهاى اصلىاى كه شاخص اسلامى بودن است، بايد تغيير پيدا كند. ما هم نگاهمان به آمريكا، نفى موجوديت استكبارى آمريكاست؛ والّا رژيم آمريكا و دولت آمريكا يك كشورى است مثل بقيهى دولتها. استكبارى بودن آمريكا، سلطهى جهانى بودن، ابرقدرتى آمريكا، از نظر ما مردود است؛ ما قبول نداريم. پس اين شد مخالفت بنيانى. اين مخالفت بنيانى هم گاهى اوقات فعال است، گاهى آرام است. ممكن است اين مخالفت بنيانى را بعضى ديگر از كشورها هم در دنيا داشته باشند، بين ما و آنها اين مخالفت وجود داشته باشد؛ اما اين مخالفت، مخالفت فعال نيست؛ به دلائلى آرام است. دلائلى آنها دارند، ممكن است دلائلى ما داشته باشيم. مخالفت اين دو دولت، مخالفت فعال است. پس اين شد جبههى مخالف. اين جبههى مخالف در حال حركت به سمت ضعف و تنزل است. يعنى اگر با سى سال قبل از اين مقايسه كنيم؛ مقايسه كنيم وضع سياسى او را، وضع اقتصادى او را، وضع اجتماعى او را، نفوذ و حضور او را در دنيا، بوضوح خواهيم ديد كه تنزل كرده و رو به ضعف آمده است. در اين خصوص، مواردى را من اينجا يادداشت كردهام:
جبههى مقابل ما (آمريكا)از عقبهى مردمى در دنيا بكلى محروم است. يعنى شما هيچ كشورى را پيدا نميكنيد كه مردم آن طرفدار رژيم ايالات متحدهى آمريكا يا رژيم غاصب صهيونيستى باشند. اينها هيچ جا عقبهى مردمى ندارد؛ حتّى آنجاهائى كه دولتهاي شان متعصبانه از اينها دفاع مي كنند، مردم شان نسبت به اينها مخالفند؛ با اينكه خيلىشان غير مسلمانند. همين امروز توى روزنامهها ديديد. رئيس رژيم صهيونيستى به يكى از كشورهاى اروپائى رفته، مردم به شكل هزاران نفر - آنطور كه توى خبرها بود - جمع شدند و خطاب به او گفتند كه برو گم شو، برو بيرون! همه جا همين جور است؛ هرجا مي روند، همين است. پس اينها هيچ عقبهى مردمى ندارند. حالا رژيم صهيونيستى كه به جاى خود؛ رژيم آمريكا با همهى قدرتش، با همهى نفوذ سياسى و اعمال قدرتى كه مي كند، وضعش همين جور است. علاوهى بر اين، جبههى مقابل ما در بين ملتها منفورند. فقط اين نيست كه طرفدارى از آنها وجود ندارد؛ نفرت از آنها وجود دارد: پرچمشان را آتش ميزنند، عكسشان را آتش مي زنند، آدمَك شان را زير پا مىاندازند. اين، وضع آنهاست.
از حوادث اخير نظامىاى كه راه انداختهاند، تجربهى تلخى دارند. آمريكا از افغانستان تجربهى تلخى دارد، از عراق تجربهى تلخى دارد؛ ناكام شدند. در قضيهى فلسطين، فعاليت و تلاش سياسى آمريكا به جائى نرسيده است؛ ناكام شدند. صهيونيستها هم كه منفوريتشان و شكستشان در جنگ 33 روزه و در حملهى به غزه، براى همه روشن و آشكار است.
جبههى مقابل ما همچنين در وضع اقتصادى بدى قرار دارد. با همهى تلاش هائى كه كردند، هنوز نتوانستند اين بختك سنگين ركود اقتصادى و وضع بد اقتصادى را برطرف كنند. البته مي گويند كارهائى شده است، ليكن نخير، هنوز كار درستى انجام نشده است؛ هنوز زير فشار اقتصادىاند. تدابيرى كه به كار گرفتهاند - تزريق پولهاى فراوان و هنگفت به مراكز مالى - افاقهاى نكرده است؛ هنوز در وضع اقتصادى بسيار بدى هستند.

در سياستهاى خاورميانهاى خودشان، چه در فلسطين، چه در سوريه، چه در لبنان، ناكام ماندهاند. اشتباهات فاحشى كه كردند، دولت مردان آنها را از حالت تصميمگيرى عاجز كرده است؛ يك حالت حيرتى دارند. حقيقتاً امروز آمريكائىها نمي دانند در افغانستان چه كار بايد بكنند و چه كار خواهند كرد. بين خودشان اختلاف است. نميتوانند تصميمى بگيرند كه مطمئن باشند اين تصميم به سود آنهاست. از افغانستان خارج بشوند، يك جور بدنامى و بدبختى براى آنها دارد؛ در افغانستان بمانند، يك جور ديگر براى آنها ناكامى و بدبختى دارد. عين همين قضيه در مورد عراق هم كم و بيش هست؛ نمي دانند چه كار بايد بكنند. دخالت هم مي كنند، فعاليت هم مي كنند، به جائى هم نمي رسند. اعتماد به نفس مسئولين شان امروز از گذشته بسيار كمتر است. آمريكاى امروز را مقايسه كنيد با آمريكاى دوران ريگان در اوائل انقلاب؛ آن اعتماد به نفسى كه آن روز آنها داشتند، اينها ندارند؛ آن توانائىهائى كه آن روز داشتند، اينها ندارند؛ آن نفوذى كه آن روز آنها داشتند، اينها ندارند. پس دشمن در خط نزولى است و امروز در موضع ضعف است.
بزرگترين ناقض دموكراسى، خود اينهايند. در بسيارى از جاها نتائج مردمسالارىها و انتخابات مردمىِ واضح را آمريكائىها به هم زدند. يك نمونهاش غزه است - حكومت حماس - نمونههاى قبلى هم در جاهاى ديگر دارد كه من نمي خواهم اسم بياورم. بدترينها خودشان هستند. اما به هر حال اينها هست.
خطبههای نماز عید سعید فطر 19/6/1389
اولين مطلبى كه در خطبهى دوم عرض مي كنم، تشكر از ملت عظيمالشأن ايران به مناسبت حركت پرشكوه روز قدس است. ملت ايران نشاط خود را، روحيهى خود را، عزم و ارادهى خود را، موقعشناسى خود را در اين اجتماع عظيم نشان دادند. سى و يك سال از روزى كه امام بزرگوار ما اين روز را اعلام كردهاند مي گذرد، توقع دشمنان اين بود كه روزبهروز كم رنگتر شود و به فراموشى برسد. خدا را شكر كه روزبهروز اين انگيزه، اين شعلهى فروزان در دل مردم و در عمل مردم برجستهتر شد. امسال در كشورهاى گوناگون: در آسيا، در خاورميانه، در آفريقا، در آمريكا، در اروپا، مسلمانها در نقاط مختلف عالم اين روز را گرامى داشتند و ملت بزرگ ايران، محور اصلى اين حركت عظيمِ امت اسلامى، اين روز را با شكوه تمام برگزار كرد و نشان داد كه در شرائطى كه اقتضائات بينالمللى وجود دارد، وظائف خود را گرمتر و گيراتر، پرانگيزهتر و پرشورتر انجام مي دهد.
رژيم صهيونيستى قساوت خود را به اعلى درجه رساند. از اطراف و اكناف عالم هر چه صداى حمايت بلند شد، بىاعتنائى كرد، جنايت كرد. ملت مسلمان ايران در اين شرائط، روز قدس را از همه سال گويا گرم تر و گرامىتر داشتند. تلاشهاى مغرضانهى آمريكا و غرب بر عليه جمهورى اسلامى، ملت ما را پرانگيزهتر كرد. در اين قضيهاى كه براى استكبار جهانى و سلطهگران جهانى، مسئلهى فلسطين يك مسئلهاى است كه مي خواهند آن را به هر نحوى كه ممكن است به انزوا بكشانند، ملت ايران اين را در متن آورد. آفرين بر اين ملت بزرگ.

اميد و انگيزه موج ميزند در رفتار و گفتار مردم عزيز ما. من بازتاب اين اميد و اين انگيزه را، امسال در ملاقات با دانشجويان، در ملاقات با دانشگاهيان و نخبگان، در ملاقات با كارگزاران و مسئولان عمدهى كشور و نظام، در ملاقات با مديران ارشد، با كارآفرينان، در ملاقات با قشرهاى مختلف در ماه رمضان، در گفتار آنها مشاهده كردم؛ در منش آنها و سيماى آنها اين اميد و اين انگيزه را مشاهده كردم. ملتى كه يك چنين اميدى در او هست، اينجور به سمت آينده با نگاه خوش بينانه و با عزم و اراده نگاه مي كند، اين ملت مسلماً و قطعاً و يقيناً به قلهها دست پيدا خواهد كرد.
مسئلهى فلسطين، همچنان مسئلهى اول دنياى اسلام است. جنايات در غزه همچنان ادامه دارد. جنايات در كرانهى غربى رود اردن همچنان ادامه دارد. رژيم صهيونيستى با كمال وقاحت و پرروئى ظلم و ستم خود را بر مردم مظلوم فلسطين ادامه مي دهد، آن وقت آنجا در واشنگتن جلسهى كنفرانس صلح مي گذارند! صلح با كى؟! مي خواهند قضاياى فلسطين را، جنايات دشمنان ملت فلسطين را سرپوش بگذارند، با اين مذاكراتى كه اسمش را گذاشتهاند «مذاكرات صلح»! غاصبى آمده است خانهى يك ملت را غصب كرده است، به اين اكتفاء نكرده؛ از هر نوع امكانى براى سركوب اين ملت استفاده مي كند، اينها هم با كمال بىاعتنائى - دنياى غرب، آمريكا و ديگران - نشستهاند دارند تماشا مي كنند، متجاوز و ظالم و سركوبگر را تشويق هم مي كنند، آن وقت جلسه مي گذارند براى صلح! كدام صلح؟! چه صلحى؟! بين كى و كى؟ آن وقيح هاى ستمگرِ صهيونيست هم با كمال پرروئى در مقابل فلسطينىها مىايستند، مي گويند بايستى يهودىسازى را شما قبول كنيد. جنايت بزرگ آنها اين است كه مي خواهند يهودىسازى كنند. قدس شريف را، قبلهى مسلمانان را، فلسطين عزيز را، به عنوان يهودىسازى، مركز ظلم و ستم و توطئهى خودشان قرار بدهند. اين مسئلهى اصلى ماست.

اميدواريم كه خداوند متعال به ملتهاى مسلمان توفيق بدهد، به دولتهاى مسلمان كمك كند كه بتوانند وظيفهى خودشان را در مقابل اين حادثهى تلخ، اين واقعهى تلخ بشناسند. البته ملت فلسطين خوشبختانه با همهى اين فشارها، با كمال قدرت و استقامت ايستاده است. آدم باورش نمىآيد؛ يك ملت اينقدر مقاوم! اينقدر با همت و با غيرت! اين فشارهاى عجيب و غريب آنها را نتوانسته است به عقب وادار كند، به عقب بنشاند. از بيست سال پيش و سى سال پيش، فلسطينىها امروز قوىترند، مصممترند، عازمترند؛ توانائىشان هم بحمداللَّه بيشتر است و بدون شك و ترديد فلسطينىها خواهند توانست دست متجاوز را قطع كنند و بساط اين رژيم قلابى و دروغين را از سرزمين فلسطين جمع كنند.
بيانات درديدار مسئولان نظام وسفرای كشورهای اسلامی 19/6/1389
اين دلها اگر با يكديگر متحد شد، اگر اختلافانگيزىهاى ساختهى دست دشمنان امت اسلامى و دشمنان اسلام از ميان برداشته شد، آنوقت دستها و قدمها و توانها و فكرها هم در يك جهت واحد قرار مي گيرد و در مواجههى با جبههى عظيمِ مقابل با اسلام و امت اسلامى از خود كارائى نشان خواهد داد.
اين يك حقيقتى است كه امروز در مقابل اسلام و مسلمين، جبههاى وجود دارد. از زبانشان خارج شد - در واقع از دستشان در رفت - و اسم جنگ صليبى را چند سال قبل آوردند. اين معناش اين است كه امت اسلامى به صورت واحدى مواجه است با تهديد دشمنان. خطاست اگر خيال كنيم كه دشمنان اسلام و مسلمين، اين بخشِ از دنياى اسلام را دشمن ميدارند، آن بخشِ از دنياى اسلام را دوست ميدارند؛ اينجور نيست. آنها با امت اسلام مخالفند؛ چون در ذات اسلام، در جوهر اسلام، ايستادگىِ در مقابل زورگويان و سلطهطلبان وجود دارد. با اسلام مواجهاند، با اسلام مقابلند. اين وظيفهى ماست؛ وظيفهى همهى دنياى اسلام است.
و ما امروز مشاهده ميكنيم كه خوشبختانه بسيارى از ملتها به حقايقى آشنا شدند و پى بردند كه شايد در دهها سال گذشته اين حقايق براى آنها روشن نبود. امروز مسئلهى فلسطين براى دنياى اسلام يك مسئلهى زنده است. قصد دشمنان فلسطين اين نبود؛ آنها مي خواستند اين مسئله را به انزواء بيندازند، اصلاً كشورى به نام فلسطين فراموش شود، از صحنهى جغرافيا حذف شود؛ قصدشان اين بود. امروز خوشبختانه ملتهاى اسلام با آگاهى، با هوشيارى، به اين مسئله اهتمام مىورزند. بعضى از دولتها همكارى مي كنند، بعضى از دولتها هم كوتاهى مي كنند؛ لكن ملتها همه ميخواهند اين را و اين به نتيجه خواهد رسيد بدون شك؛ و مسائل گوناگون دنياى اسلام.
بيانات در ديدار كارگزاران حج 17/7/1389
دنياى اسلام احتياج دارد به تفاهم، به احساس همدردى، به همكارى. چرا اينقدر بين دولتهاى اسلامى اختلاف مىاندازند؟ چرا بر سر يك موضوع عامالابتلاء مثل مسئلهى فلسطين، دولتهاى اسلامى حاضر نيستند يك طريق واحد و يك نقطهى واحدى را مورد اتفاق قرار بدهند و بر آن تصميم بگيرند؟ مسئلهى فلسطين مگر كم مسئلهاى است؟ يك عده انسانهاى دور از هر دينى - اينها يهودى هم نيستند؛ يهوديان مؤمن و متدين به دين خودشان، از حزب سياسى صهيونيسم تبرّى مي جويند - عليه اديان توحيدى، عليه هر معنويتى قيام كردند، اقدام كردند؛ قطعهى زمين اسلامى را، قبلهى اول مسلمانان را، مراكز مقدس معنوى اسلامى را غصب كردند؛ مردمِ صاحب اين خانه را از خانهى خودشان بيرون كردند و هر روز هم آنها را زير فشار قرار دادند. الان بيش از شصت سال است كه دنياى اسلام با اين بليه مبتلاست. خوب، يك مدتى خود فلسطينىها غفلت داشتند، ساكت بودند؛ امروز كه به پا خاستند، امروز كه استنصار مي كنند، امروز كه دنياى اسلام را به كمك مي طلبند؛ چرا دنياى اسلام در مقابل اينها ساكت است؟ مگر پيغمبر نفرمود: «من اصبح و لم يهتمّ بأمور المسلمين فليس بمسلم»؟ اين اهتمام به امور مسلمين نيست؟ در يك چنين مسئلهى واضحى، اين همه دارد به مسلمانها ظلم ميشود - در فلسطين، به فلسطينىها اعم از مسلمان و مسيحى دارد ظلم مي شود - اما دنياى اسلام يك موضع واحدى ندارد؛ چرا؟ اين اختلاف از كجا آمده است؟ اينهاست مسائل حج.

مسئلهى وحدت را خيلى جدى بگيريد. امروز در كانونهاى فكر و انديشه و توطئه برنامهريزى دقيق مي شود، براى اينكه دنياى اسلام را به جان هم بيندازند؛ دولتها را يك جور، ملتها را يك جور. هر وقت بين دولتهاى اسلامى يك زمزمهاى پيش مىآيد، يك حرفى پيش مىآيد كه نشانهى نزديك شدن است، ناگهان مىبينيم يك عامل خارجى، يك عامل صهيونيستى، يك عامل آمريكائى وارد قضيه مي شود و مانع مي شود از نزديكى. وقتى كه دولتهاى اسلامى با هم خوبند، به هم نزديكند، آنجا را هم مشغول تفتين مي شوند. در ميان ملتها هم همين طور. ملتها عليه هم انگيزهاى ندارند؛ لذا انگيزهى مذهب را، انگيزهى قوميت را، تعصبات ملىگرائى را وارد ميدان مي كنند تا اينها را به جان هم بيندازند. اينها چيزهائى است كه اگر ما متوجه به آنها نباشيم، از دشمن ضربه مي خوريم. اگر ما مراقب نباشيم، اسلام سيلى مي خورد. امروز دشمنى با اسلام در دستگاه استكبار علنى شده است.

اگرچه باز هم به زبان انكار مي كنند، اما واضح و آشكار است كه با اسلام دشمنند، با اسلام مخالفند. اين، وظيفهى ما را خيلى سنگين ميكند.
بيانات در ديدار قاريان قرآن 24/4/1389
امروز جبههى مخاصم با جمهورى اسلامى ايران را نگاه كنيد؛ يك جبههى عريض و طويل است؛ همهى شياطين و اشرار عالم در اين جبهه جمعند؛ از صهيونيستها تا آمريكائىها، تا خبيثترين دولتهاى غربى، تا وابستهترين و حقيرترين دولتهاى غيرغربى - حالا دائره را بيشتر محدود نكنيم - همه توى اين جبهه هستند؛ هر كارى هم كه مي توانند، دارند مي كنند. خيال نكنيد كارى هست كه دشمنان ما ميتوانند عليه جمهورى اسلامى انجام بدهند و انجام نمي دهند؛ نه، هر كار توانستند، تا حالا كردهاند؛ هر كارى هم كه بتوانند، مي كنند. هر كار نمي كنند، به خاطر اين است كه نمي توانند. اما ملت ايران، با قدرت، با عزت و با سربلندى، در مقابل همهى اينها ايستاده است.
پيام ولیامر مسلمین به حجاج بيتاللهالحرام
گسترش موج بیداری اسلامی در دنیای امروز، حقیقتی است كه فردای نیكی را به امت اسلامی نوید میدهد. از سه دهه پیش كه با پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل نظام جمهوری اسلامی، این خیزش پرقدرت آغاز شد، امت بزرگ ما بیوقفه پیش رفته، موانعی را از سر راه برداشته و سنگرهایی را فتح كرده است.
پیچیدهترشدن شیوههای دشمنی استكبار و تلاش پرهزینهای كه در مقابله با اسلام میكند نیز به دلیل همین پیشرفتها است. تبلیغات وسیع دشمن در جهت اسلامهراسی، تلاش شتابزدهای كه برای ایجاد اختلاف میان فرقههای اسلامی و برانگیختن تعصبهای فرقهای میكند، دشمنتراشیهای كاذب از شیعه برای سنی و از سنی برای شیعه، تفرقهافكنی میان دولتهای مسلمان و كوشش برای تشدید اختلافات و تبدیل آن به دشمنیها و معارضههای لاینحل، استفاده از سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی برای تزریق فساد و فحشاء میان جوانان، همه و همه واكنشهای سرآسیمهگون و آشفته در برابر حركت متین و گامهای استوار امت اسلامی به سوی بیداری و عزت و آزادگی است.
امروز برخلاف سی سال پیش، رژیم صهیونیستی دیگر یك هیولای شكستناپذیری نیست؛ برخلاف دو دهه پیش، آمریكا و غرب تصمیمگیران بی چون و چرا در خاورمیانه نیستند؛ بر خلاف ده سال پیش فنآوری هستهای و دیگر فنآوریهای پیچیده برای ملتهای مسلمان منطقه، دور از دسترس و افسانهگون به شمار نمیرود. امروز ملت فلسطین، قهرمان مقاومت است، ملت لبنان به تنهایی شكنندهی هیبت پوشالی رژیم صهیونیستی و فاتح جنگ 33 روزه است و ملت ایران پرچمدار و خطشكن حركت به سمت قلهها است.

امروز آمریكای مستكبر، فرمانده خودخواندهی منطقهی اسلامی و پشتیبان اصلی رژیم صهیونیستی، در باتلاقی كه خود در افغانستان پدید آورده گرفتار است؛ در عراق با همهی جنایتهایی كه به مردم آن كشور وارد كرده، در حال منزوی شدن است؛ در پاكستان مصیبتزده از همیشه منفورتر است. امروز جبههی ضداسلام كه دو قرن بر ملتها و دولتهای اسلامی تحكمی ظالمانه میكرد و منابع آنان را به یغما میبرد، شاهد زوال نفوذ خود و ایستادگی دلیرانهی ملتهای مسلمان در برابر خود است و در نقطه مقابل، حركت بیداری اسلامی در حال پیشروی و عمقیابی روزافزون است.
این اوضاع امیدبخش و حامل بشارت، باید ما ملتهای مسلمان را از سویی مطمئنتر از همیشه، به سوی آیندهی مطلوب به پیش براند و از سوی دیگر با درسها و عبرتهای خود، هشیارتر از همیشه نگهدارد. این خطاب عمومی، بیگمان علمای دینی و رهبران سیاسی و روشنفكران و جوانان را بیش از دیگران، متعهد میسازد و از آنان مجاهدت و پیشگامی مطالبه میكند.
قرآن كریم، رسا و زنده، ما را مخاطب میسازد: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ1». امت اسلامی در این خطاب عزتمند، پدید آمده برای بشریت است. هدف از پیدایش این امت، نجات بشر و خیر بشر است.
وظیفهی بزرگِ آن هم، فرمان دادن به نیكی و بازداشتن از بدی و ایمان راسخ به خداست. هیچ معروفی برتر از نجات ملتها از چنگال قدرت اهریمنی استكبار و هیچ منكری زشتتر از وابستگی و خدمت به مستكبران نیست.
-300.jpg)
امروز كمك به ملت فلسطین و محاصره شوندگان غزه، همدردی و همراهی با ملتهای افغانستان و پاكستان و عراق و كشمیر، مجاهدت و مقاومت در برابر تعدی آمریكا و رژیم صهیونیستی، پاسداری از اتحاد مسلمانان و مبارزه با دستهای آلوده و زبانهای مزدوری كه به این اتحاد ضربه میزنند و گستردن بیداری و احساس تعهد و مسئولیت در میان جوانان مسلمان در همهی اقطار اسلامی، وظایف بزرگی است كه متوجه خواص امت است.
منظرهی شكوهمند حج، زمینههای مساعد برای انجام دادن این وظایف را به ما نشان میدهد و ما را به تلاش مضاعف و همت مضاعف فرا میخواند.
با سلام
این که می بینید کم رنگیم تقصیر خودمون نیست .ما همیشه بر خطیم اما بعضی مواقع اشارات «ره بر »درباره قضیه فلسطین کم میشه ما هم کم رنگ میشیم.قسمت عربی نماز جمعه ره بر گر چه در باره مصره اما مسائل مصر تنیده با مسئله فلسطینه لذا همه اون خطبه رو می آورم.
بسم الله الرحمن الرحیم
درود بر آحاد امت اسلامی هر جا كه باشند. اكنون در دنیای اسلام حادثهئی بزرگ و باشكوه و سرنوشتساز در حال وقوع است. حادثهئی كه می تواند همهی معادلات استكبار را در این منطقه به سود اسلام و به سود ملتها دگرگون سازد. حادثهئی كه می تواند عزت و كرامت را به ملتهای عرب و امت اسلامی برگرداند و غبار دهها سال رفتار ظالمانه و تحقیر و تذلیلی را كه از سوی آمریكا و غرب بر این ملتهای كهن و ریشهدار وارد آمد، از سر و روی آنها پاك كند.
این حادثهی معجزآسا بهوسیلهی ملت تونس آغاز شد و بهوسیلهی ملت بزرگ و رشید مصر به اوج رسیده است. نَفَس در سینهی دنیای غرب و نیز دنیای اسلام –هر یك به دلیلی- حبس شده است كه ببینند مصر بزرگ؛ مصر نوابغ قرن اخیر؛ مصر محمد عبده و سیدجمال؛ مصر سعد زغلول و احمد شوقی؛ مصر جمال عبدالناصر و الشیخ حسن البنا؛ مصر 1967 و 1973، اكنون چه خواهد كرد؟ و پرچم همت خود را تا كجا بلند نگه خواهد داشت. اگر این پرچم معاذالله سقوط كند دوران تیره و تاری به دنبال خواهد داشت و اگر به قله برسد و نصب شود سر بر آسمان خواهد كشید.
ملت تونس توانستند حاكم خائن و سرسپردهی آمریكا و دینستیز را برانند، ولی خطا است اگر گمان شود كه این، آن نتیجه مطلوب است. یك نظام وابسته باخروج مهرههای آشكارش، ساقط نمی شود. اگر بجای آن مهرهها، همپالگی های آنها جایگزین شوند چیزی عوض نشده و دام فریب در برابر ملت گسترده شده است. در انقلاب اسلامی ایران بارها خواستند ملت ما را در این دام بیفكنند ولی هوشیاری ملت و رهبر عظیم و الهیاش، ترفند دشمن را دانستند و خنثی كردند و راه را تا آخر ادامه دادند.

و اما مصر، مسالهی مصر یك نمونه بینظیر است، زیرا مصر در دنیای عرب یك كشور بینظیر است.
مصر اولین كشور دنیای اسلام است كه با فرهنگ اروپائی آشنا شد،
و اولین كشور دنیای اسلام است كه خطر تهاجم این فرهنگ را شناخت و در برابر آن موضع گرفت.
اولین كشور عربی است كه پس از جنگ جهانی دوم یك دولت مستقل تشكیل داد و از منافع ملی خود در ملی كردن كانال سوئز دفاع كرد،
اولین كشوری است كه با همهی توان به كمك فلسطین رفت و در دنیای اسلام ملجأ فلسطینیان شناخته شد. سیدجمالالدین، مصری نبود ولی جز در مصر هم نمی توانست امیدی به فهم دغدغهی بزرگ خود از سوی یك ملت مسلمان داشته باشد.
ملت مصر، در صحنهی مبارزات دینی و سیاسی، لیاقت خود را به اثبات رسانید و در تاریخ ثبت كرد. محمد عبده و شاگردانش و سعد زغلول و هوادارانش مردمی مرتجع و دنیانشناس نبودند. آنها نوابغ بزرگ و شجاع و بیداری بودند كه هر ملتی با پرورش یك نفر مانند آنان می تواند به لیاقت خود فخر بفروشد. مصر با این عمق فرهنگی و دینی و سیاسی، به حق، در جایگاه رهبری دنیای عرب قرار گرفت.
بزرگترین جرم نظام كنونی مصر این است كه این كشور را از آن جایگاه رفیع به رتبهی یك مهرهی بیاختیار در بازیهای سیاسیاش در منطقه، تنزل داد. انفجار امروز ملت بزرگ مصر، پاسخی به این خیانت بزرگ است كه دیكتاتور وابسته، نسبت به ملت خود مرتكب شد.

امروز در همه دنیا بازار تحلیل های گوناگون دربارهی قیام ملت مصر، داغ است و هركس چیزی میگوید، ولی هركس مصر را بشناسد به روشنی خواهد دانست كه مصر در حال دفاع از كرامت و عزت خویش است. ملت مصر گریبان خیانتكارانی را گرفته است كه كرامت او را بر باد داده و ملتی را كه در اوج عزت بود، پایمال غرور و تكبر دشمنانش كردهاند. یك نمونهی بارز، جایگاه مصر در قضیه فلسطین است. فلسطین از دهها سال پیش، محوریترین مساله این منطقه است و درهمتنیدگی مسائل این منطقه چنان است كه هیچ كشوری و هیچ ملتی در آن، نمی تواند سرنوشت خود را جدا از مساله فلسطین تصور كند. دو جبهه بیشتر هم وجود ندارد: یا حمایت از فلسطین و از مبارزات عادلانه آن، و یا قرار گرفتن در جبهه مقابل.
ملتهای منطقه از ابتدا موضع خود را روشن كردهاند، لذا وقتی دولتی به حمایت از فلسطین میپردازد از حمایت ملت خود و ملتهای عرب و مسلمان برخوردار می شود. این را مصر در سالهائی از دهه 60 و 70 آزموده است اما وقتی خود را در جبهه دیگری تعریف كند، ملت از او روی برمی گرداند. در مصر از پیمان ننگین كمپ دیوید این شكاف میان دولت و ملت مصر پدیدار شد. ملت مصر كه در 67 و 73 با جان و مال خود به كمك فلسطین رفته بود، بتدریج دید كه حاكمان چنان در سرسپردگی و اطاعت از آمریكا افراط كردهاند كه مصر به همپیمان وفادار دشمن صهیونیستی و غاصب تبدیل شده است. سیطرهی آمریكا بر حاكمان مصر همهی زحمات گذشتهی آنان در حمایت از فلسطین را بر باد داد و مصر به بزرگترین دشمن فلسطین و بزرگترین حامی صهیونیستها تبدیل شد.
و این در حالی بود كه سوریه شریك مصر در جنگ 67 و 73 با وجود فشارهای شدید آمریكا توانست مواضع مستقل خود را حفظ كند. كار نظام سرسپردهی مصر به جائی رسید كه مردم مصر برای نخستین بار در تاریخ دیدند كه در جنگ اسرائیل علیه برادرانشان در غزه دولتشان در جبههی اسرائیل قرار گرفته است و نه تنها كمك نمی كند بلكه در جبههی دشمن بشدت فعال است. تاریخ هرگز فراموش نخواهد كرد كه حسنیمبارك همان كسی است كه در محاصرهی وحشتناك مردم غزه و در 22 روز كشتار زن و مرد و كودك غزه، همكار و امین و شریك اسرائیل و آمریكا بود. مردم مصر در آن روزها چه كشیدند؟ تلویزیون صحنههائی از احساسات شدید مردم مصر را نشان داد كه با گریه از وضعیت خود و از این كه اجازه نمییابند به برادران فلسطینی خود یاری برسانند، سخن میگفتند. ملت مسلمان مصر دیگر چقدر می توانست تحمل كند؟ آنچه امروز در قاهره و دیگر شهرهای مصر مشاهده می شود، انفجار خشم مقدس و فوران عقدههائی است كه در طول سالیان متمادی رژیم نامسلمان و خائن و دست نشانده با رفتار خود در دل مردان و زنان آزادهی مصری متراكم ساخته است.

قیام ملت مسلمان مصر، یك حركت اسلامی و آزادیخواهانه است. من بنام ملت و دولت انقلابی ایران به شما ملت مصر و ملت تونس درود می فرستم و پیروزی كامل شما را از خداوند عزیز مسألت می كنم. من به شما و قیامتان افتخار می كنم. شك نیست كه قیام ملت ها، بسته به اقتضائات جغرافیائی و تاریخی و سیاسی و فرهنگی،در هر كشوری دارای مختصات منحصر به فرد است و نمی توان چیزی را كه در انقلاب كبیر اسلامی در 30 سال پیش در ایران واقع شد، عیناً در مصر یا تونس یا هر كشور دیگر اسلامی انتظار داشت، لیكن مشتركاتی هم وجود دارد كه در آنها، تجربیات هر ملتی میتواند برای ملتهای دیگر به كار آید. تجربههائی كه امروز میتواند به كار بیاید اینها است:
1. در هر قیام مردمی، جنگ واقعی بین ارادهها است. هر طرفی كه مصممتر باشد و سختیها را تحمل كند پیروز قطعی است. قرآن به ما میآموزد كه: «إنّ الّذینَ قالُوا رَبُّنُا اللَّه ثُمَّ استَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِكَه ألَّا تَخافُوا وَ لا تَحزَنُوا وَ أبشِرُوا بِالجَنَّهِ الَّتی كُنتُم تُوعَدونَ»(۱) وبه پیامبرش میفرماید: « فَلِذَٰلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ »(۲) دشمن میكوشد با زور و فریب، ارادهی شما را تضعیف كند. مراقب باشید ارادهی شما سست نشود.
2. دشمن شما سعی میكند شما را از دست یافتن به هدفهای خود نومید كند. در حالی كه وعدهی الهی میگوید: «وَنُرِيدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (۳). به وعدهی مؤكد و بیتردید خداوند اعتماد كنید كه میگوید: «وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ »(۴).
3. دشمن شما با تجهیز مزدوران امنیتی خود آنها را به مقابله با شما گسیل میكند تا با ناامنی و هرج و مرج مردم را به ستوه بیاورند. از آنها نهراسید. شما از مزدوران قویترید. شما اكنون در مرحلهای قرار دارید كه خداوند در آن مرحله به پیامبر و یارانش فرمود: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ» (۵). شما میتوانید با اتكال به خدا و اعتماد به جوانان پرانگیزهی خود بر هر ناامنی و هرج و مرجی فائق آئید.
4. سلاح مهم ملتها در مواجهه با ابرقدرتها و حكام مزدور، اتحاد و یكپارچگی آنها است. دشمن شما تلاش میكند با انواع ترفندها یكپارچگی شما را از بین ببرد. مطرح كردن نقاط افتراق، مطرح كردن شعارهای انحرافی، مطرح شدن چهرههای بدسابقه و نامطمئن به عنوان جانشین رئیس جمهور خائن، از جملهی انگیزهسازی برای تفرقه است. اتحاد خود را بر محور دین و نجات كشور از شر مزدوران دشمن، حفظ كنید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»(۶).
5. به مانورهای سیاسی و مزورانهی آمریكا و غرب، اعتماد نكنید. آنها كه تا چند روز پیش از رژیم فاسد پشتیبانی می كردند، اكنون كه از نگهداشتن آن ناامید شدهاند دم از حق ملت ها میزنند. آنها با این پوشش، تلاش می كنند مهرهها را جابجا كنند و با چهره سازی، وابستگان خود را بار دیگر بر شما مسلط كنند. این توهین به شعور ملت ها است، آن را تحمل نكنید و جز به استقرار یك نظام كاملا مستقل و مردمی و مؤمن به اسلام رضایت ندهید.
6. علمای دین و ازهر شریف كه سوابق درخشان آن زبانزد است، نقش خود را كاملا برجسته كنند. مردمی كه قیام خود را از مسجد و نمازجمعه آغاز می كنند و شعار الله اكبر می دهند، از علمای دین توقع بیشتری دارند و این توقع بجا است.
7. ارتش مصر كه افتخار شركت در حداقل دو جنگ با دشمن صهیونیست را دارد در این مرحله در معرض آزمونی بزرگ و تاریخی است. دشمن می خواهد از آن برای سركوب مردم استفاده كند. اگر خدای نخواسته این اتفاق بیفتد ضایعهئی كه پیش خواهد آمد برای ارتش قابل جبران نیست آن كه از ارتش مصر باید بترسدصهیونیست هایند نه مردم مصر. البته عناصر ارتشی كه خود از مردم و فرزندان آنهایند سرانجام به مردم خواهند پیوست و این تجربهی شیرین یك بار دیگر در مصر تكرار خواهد شد.
8. و بالاخره آمریكا كه سی سال از حكام مزدور، بر ضد ملت مصر حمایت كرده، اكنون در موضعی نیست كه بتواند در قضیهی مصر به عنوان میانجی وارد شود. به هرگونه توصیه و اقدام آمریكایی در این زمینهها به چشم بدبینی بنگرید و به آن اعتماد نكنید.
برادران و خواهران عزیز! اینها تجربیات ما است، من به عنوان برادر مسلمان شما و از سر تعهد دینی، آن را با شما درمیان گذاشتم. بوقهای تبلیغاتی دشمن مانند همیشه فریاد خواهند كرد كه ایران میخواهد دخالت كند، میخواهد مصر را شیعه كند، میخواهد ولایت فقیه را به مصر صادر كند و میخواهد و میخواهد... این دروغها را سی سال است میگویند تا ملتهای ما را از یكدیگر جدا و از كمك یكدیگر محروم كنند ومزدوران آنها هم آن را تكرار میكنند. «يُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ»(۷). با این ترفندها، هرگز وظائفی را كه اسلام بر دوش ما گذاشته است رها نخواهیم كرد. و الله من وراء القصد.
واستغفرالله لی و لكم.
۱) فصلت:30
۲)شورا: 15
۳) قصص: 5
۴) حج:40
۵) انفال:65
۶) آل عمران: 103
۷) انعام: 112
